top

تخت جمشید وارث داریوش بزرگ

با مرگ داریوش سوم و با توجه به اینکه از مردان بالغ هخامنشى هیچکس باقى نمانده بود که ادعاى پادشاهى کند و همچنین پیروزى نظامى اسکندر مقدونى و فتح تمام ایالات تابع امپراتورى ایران ، به طور قطعى سلسله هخامنشیان منقرض شد. بدون هیچ اغراق و تعصبى مى توان گفت که پیروزى اسکندر بیش از آنکه مرهون فرماندهى و نبوغ نظامى او باشد، مرهون وضعیت خاص سیاسى،اجتماعى حاکم بر ایران آن زمان بود. تجربه بد داریوش سوم که همزمان با آغاز سلطنتش مواجه با یک جنگ فراگیر و بزرگ از یک سو، شورش ایالات از سوى دیگر و نیز توطئه ها و خیانت هاى دربارى شده بود باعث شد که وى نتواند بر مشکلات چیره شود. با توجه به لیاقت و درایتى که وى در طى سال هاى پادشاهى از خود نشان داد اگر دو سال زودتر کشور را به دست مى گرفت، مسیر تاریخ سوى دیگرى رفته بود. اگر نیروهاى ایرانى در هنگام گذر از رود هالیس مسیر او را سد کرده بودند مسلما کار اسکندر در همانجا تمام بود. پس از آن دو اشتباه نالشى از کم تجربگى داریوش سوم و جنگى ایران که سالها بود از رزم و کارزا به دور افتاده بودند در ایسوس و گوگمل سرنوشت قطعى جنگ را به نفع اسکندر تغییر داد. گرچه که طبق شواهد مردان رزمى ایران در هنگام کارزار کم از پدران و نامداران جنگى گذشته خود نبودند، اما دست روزگار با آنها یار نبود. شوش و همدان پایتخت هاى سیاسى و محل دو خزانه از سه خزانه اصلى ایران فتح و غارت شد. تخت جمشید که آوازه و شهرتش عالمگیر بود در محلى که آن را “دربند پارس” نامیده اند، سپاهیان اسکندر با مقاومتى حماسى از سوى گروهى از جوانان غیرتمند ایرانى به فرماندهى یکى از سرداران هخامنشى به نام آریوبرزن مواجه شدند. در اینجا نیز اسکندر با خوش شانسى و نه با نبوغ نظامى از مهلکه جان سالم به در برد و سربازان جوان و غیرتمند ایرانى به همراه فرمانده نامدارشان در راه دفاع از خاک سرزمین مادرى خود کشته شدند. اسکندر تخت جمشید را تصرف کرد، خزانه را به تاراج برد و در نهایت با بغضى منفور ایران را نیز به آتش غرور و جاهلى خود سپرد. اینکه بعضى سعى در تطهیر او دارند و اینکه او تخت جمشید را نا آگاهانه آتش زده است و به تحریک روسپى بد کاره اى در حالت مستى چنین کرده است صحیح نیست. هوشیارى او در برابر مجسمه به زمین افتاده خشایارشا در آن هنگامه آتش افروزى شاهد این مدعاست و با مستى و نا آگاهى او تناقض دارد. تخت جمشید از آغاز ساخت نمونه کوچکى از ایران بزرگ بود. همزمان با آبادى ایران آباد شد. تحولات سیاسى،اجتماعى،اقتصادى و… ایران به خوبى تاثیر خود را در تخت جمشید  نشان داد. و سرانجام با سوختن و غارت ایران بزرگ در لهیب جنگىناجوانمردانه سوخت و غارت شد.

اما همانگونه که ایران بزرگ علیرقم همه شرایط دشوار در دورنهاى مختلف باقى ماند، تخت جمشید نیز باقى ماند. خاموش و ستمدیده اما با غرور و پرابهت. او ماند تا پیام داریوش بزرگ را همانگونه که آرزو داشت به آیندگان برساند:

« اى مرد، آنچه به وسیله من کرده شد در نظرت دروغ نیاید. آنچه را نوشته بنگر »

*بند ۱۲ از کتیبه داریوش بزرگ در نقش رستم معروف به DNb

 

 

 

« من اهورامزدا را پرستش کردم. اهورا مزدا مرا یارى کرد. هر فرمانى که از طرف من صادر شد او-اهورامزدا-به سرانجان نیک رسانید. آنچه من کردم همه را به خواست و ارائه اهورامزدا کردم »

*بند ۶ از کتیبه داریوش بزرگ در شوش معروف به DSf

 

 

« داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا و خودم کارهاى زیادى انجام شد (که) مبادا آن کس که از این پس این کتیبه را بخواند آنچه به وسیله من انجام شده است در دیده (نظر) او بسیار آید و او را باور نیاید (و) دروغ پندارد.

… داریوش شاه گوید: اکنون آنچه به وسیله من انجام شد تو را باور آید. همچنین به مردم بازگو کن. پنهان مکن. اگر این گزارش را پنهان ندارى (و) به مردم بگویى، اهورامزدا دوست تو باد و دودمان تو بسیار و زندگیت دراز باد.

… داریوش شاه گوید: تو که از این پس شاه خواهى بود، مردى که دروغگو باشد یا آنکه دراز دست باشد، دوست آنها مباش. به سختى آنها را کیفر ده.

… داریوش شاه گوید: تو که از این پس این کتیبه را که من نوشتم یا این پیکرها را ببینى مبادا (آنها را) تباه سازى. تا هنگامى که توانا هستى آنها را در همان حالت نگاه دار.

… داریوش شاه گوید: اگر این کتیبه با این پیکرها را ببینى (و) تباهشان نسازى و تا هنگامى که تو را توانایى است نگاهشان دارى اهورامزدا تو را دوست باد و دودمان تو بسیار و زندگیت دراز باد و آنچه انجام دهى اهورامزدا آن را به تو خوب کند.

… داریوش شاه گوید: آنکه اهورا مزدا را بپرستد، چه زنده، چه مرده، برکت از آن او خواهد بود »

*گزیده اى از ستون هاى چهارم و پنجم کتیبه داریوش بزرگ در بیستون معروف به DB

 

 

 

و آرزوى داریوش علیرغم سوختن تخت جمشید برآورده شد و اهورامزدا او را و خاندانش را و عملکردش را پایید و امروز به دست ما رساند. باشد که به خواست اهورامزدا ما نیز در حفظ میراث بزرگ داریوش بزرگ تلاش مورد رضاى اهورامزدا را به جا آوریم.

 

 

داریوش بزرگ در طى مدت زمامدارى خود سربلندى و کسب افتخار براى پارسیان را سرلوحه اقدامات خویش قرار داده بود. او با پیروى از منش کوروش کبیر و با برقرارى قوانین صحیح و انجام اصلاحات به موقع، کشورى بزرگ را اداره کرد که از ملیت هاى گوناگون و با فرهنگ هاى مختلف تشکیل شده بود. وى با ایجاد ارتباط منطقى بین مناطق مختلف کشور و همچنین با پدیدار کردن و بزرگنمایى مشترکات اقوام متعدد ایران، کشورى یک پارچه ساخت که جزء تمدنهاى بزرگ و از پدیدآورندگان جامعه مدنى و صاحب تمدن بوده است. در ایران روزگار داریوش گرچه پارسیان محور اصلى تمام کشور بوده اند اما هیچ قوم دیگرى تحقیر نشد و همه اقوام تابع نه تنها احساس حقارت نکردند بلکه خود را  بخشى واقعى از کشور مى دانستند.

 

برگرفته از : تحلیل تاریخى ساخت تخت جمشید نوشته محمد کاظم توانگر زمین