رهی معیری
رهی به معنای رهانیده و به تعبیری دیگر آزاده و نیز تخلص شادروان محمدحسن رهی معیری، فرزند محمدحسن خان معیری (مؤید خلوت) از عموزادگان فروغی بسطامی است.

اشاره: بی تردید رهی معیری از جمله ترانه سرایان مطرح چند دهه اخیر است که به نیکی کلام و حسن ترکیب موصوف بوده و در سخنش کمتر با ترکیبات سست و فرو افتاده روبه رو می شویم.
آنچه از رهی به یادگار مانده، برای بسیاری از دوستداران شعر و موسیقی دنیایی از خاطره است. آنچه می خوانید، یادداشت مختصری است از شرح حال این شاعر گرانقدر به مناسبت سی و هشتمین سالروز درگذشت.
رهی به معنای رهانیده و به تعبیری دیگر آزاده و نیز تخلص شادروان محمدحسن رهی معیری، فرزند محمدحسن خان معیری (مؤید خلوت) از عموزادگان فروغی بسطامی است.
مادرش بانو فخری حجازی (فخر عالم) از نوادگان احمدخان مشیرالسلطنه (از رجال دوره ناصری) به شمار می رفت.
به خاطر ذوق سرشار ادبی و سرشت عاطفی که داشت، در نوجوانی به دنیای شعر روی آورد و همان زمان بود که نخستین رباعی خود را سرود.وی در نقاشی و موسیقی استعدادی چشمگیر داشت و شاید همین آشنایی با موسیقی سبب شد تا ترانه هایی که بر روی آثار آهنگسازان بزرگ ایران زمین ساخته، کاملا بر ریتم و ملودی این آثار منطبق باشد و علاوه بر اینکه زیبایی آنها را دو چندان کرده، به آنها لطفی دیگر بخشیده است.اما این تنها بخشی از ذوق و استعداد وی در زمینه سرودن شعر _ که ما در اینجا آن را کلام موزون و سنجیده می نامیم _ بوده است؛ چرا که رهی در سرودن اشعار دارای مضامین سیاسی، اجتماعی و انتقادی نیز به غایت تواناست.بسیاری از این اشعار، از جنبه های گوناگون دارای اهمیت بوده و با نام های مستعار «شاپریون» ، «زاغچه» ، «حقگو» و «گوشه گیر» در روزنامه ها و مجلات فکاهی و سیاسی توفیق، تهران مصور و باباشمل انتشار می یافت و این همکاری در میان سال های ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۶ بود.
پیش از آن در سال ۱۳۱۹ که رهی خدمت سربازی خود را به پایان برده بود، چند سالی هم به خدمات دولتی در شهرداری و اداره نوغان مشغول شد و سپس در وزارت پیشه و هنر آن زمان با سمت رییس اداره کل انتشارات و مطبوعات فعالیت می کرد.
فعالیت های ادبی و مطبوعاتی او سبب شده بود تا نه تنها در میان ادب دوستان ایرانی، بلکه در میان کسانی که در سایر کشورهای همجوار ایران به زبان پارسی سخن می گفتند یا با آن اندک آشنایی داشتند، کمتر کسی را بیابیم که رهی معیری را نشناسد.
سفرهای متعدد وی در فاصله سال های ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۶ برای شرکت در محافل ادبی کشورهایی مانند روسیه، فرانسه، ترکیه و… گواه شهرت فرامرزی این شاعر چیره دست و خوش ذوق است.گرچه رهی در سرودن انواع شعر به خوبی دست داشت؛ اما تصنیف ها و ترانه هایش چیز دیگری است؛ به گونه ای که برخی از ترانه های وی سالهاست که ورد زبان مردم است. راست است که رهی شاعری نبود که با گذر زمان بر ترانه هایش غبار بنشیند تا اندک اندک از خاطر محو شود. احاطه رهی بر دستگاه های موسیقی و آشنایی وی با این هنر بدیع، تا بدانجاست که چند آهنگ مؤثر و ماندگار نیز ساخته و پرداخته است. بسیاری از کسانی که با رهی کارهای مشترکی را انجام داده اند، بر این امر مهر تأیید می زنند.
بیژن ترقی که خود ترانه سرایی است نامی، درباره تأثیر آشنایی رهی معیری با موسیقی در ساختن ترانه های جاودانه اش، چنین می گوید: «به باور من، شاعر ترانه سرا غیر از شاعر معمولی است و به طور کلی به سایر شعرا رجحان دارد؛ چرا که باید تمام ریزه کاری هایی که در ملودی آهنگ به کار برده شده، در نظر گرفته و طوری بیان شود که لباس زیبایی باشد بر تن آن ملودی. به همین ترتیب رهی معیری از جمله کسانی بود که ضمن تسلط به شعر و ادبیات، با موسیقی هم به خوبی آشنا بود و اگر تصنیفی مانند «وصف خزان» با ملودی آهنگ به خوبی تلفیق یافته، تنها به خاطر همین آشنایی با موسیقی است.»
از آنجا که در دو نوع موسیقی ما، یعنی موسیقی آوازی و آثار مرکب از موسیقی و کلام، وجود شعر چه به صورت کلاسیک و چه به شکل ترانه در موفقیت و مقبول افتادن یک اثر موسیقایی بیشترین تأثیر را دارد، نداشتن تسلط یا دست کم آشنایی ترانه سرا با موسیقی که برای آن ترانه می سازد و نیز نداشتن اشراف کافی آهنگساز به ادبیات فارسی، تا حد قابل توجهی از مقبولیت آن اثر می کاهد.
استاد حسین دهلوی در کتاب خود «پیوند شعر و موسیقی آوازی» شیوه های گوناگون گذاشتن کلام بر موسیقی را این گونه شرح می دهد: «دو نکته مهم در تلفیق شعر و موسیقی وجود دارد که به طور کلی، یکی ریتم است و دیگری تکیه کلام. اصولا ساختن ترانه بر روی موسیقی به دو گونه است که در یکی ملودی پیشتر ساخته شده و ترانه سرا یا تصنیف ساز بر روی آن کلام می گذارد و دیگری اینکه همزمان با آفرینش یک آهنگ، ترانه ای هم با توجه به مضمون و حال و هوای ملودی برای آن ساخته می شود که این آخری بسیار مشکل بوده و تسلط کافی را در هر دو زمینه می طلبد.»
این چنین است که یک اثر جاویدان از پیوند ترانه، موسیقی و آواز پدید می آید و از هر چشم که بدان بنگری، نشانی از همدلی، همزبانی و همرهی پدیدآورندگان می بینی و اگر ترانه های دیروز از همتایان امروزی شان ماناترند شاید تنها به همین خاطر باشد و به قول فریدون مشیری:
یاد باد آن همدلی و همزبانی، همرهی
ساز محجوبی و آواز بنان، شعر رهی
شعر یک موهبت الهی است و یک الهام خاص که تنها لحظه ای در ذهن خلاق شاعر نقش می بندد و به همان سرعت هم از ذهن محو می شود و قریحه شاعری ویژگی است که شاید در همه کس وجود نداشته باشد.
شعر در حقیقت، کودتایی است در کشور آرام کلمات و آن کس که چنین کودتایی را حساب شده صورت دهد، بی تردید شاعری است چیره دست و توانا. رهی معیری نیز به مفهوم گسترده کلام، چنین شاعری بود. با نگاهی گذرا به آثار به جا مانده از او، به روشنی می بینیم که تقریبا در بیشتر قالب ها و اوزان شعری فارسی، سروده ای دارد. به گفته آنان که در زمان حیاتش او را از نزدیک می شناختند، وی آثار شاعران بزرگ پارسی زبان را با ژرف نگری پیش چشم داشته و بنابراین از شیوه اندیشه و زبان شعری آنان تأثیر بسیار پذیرفته است.
رهی از شیفتگان سعدی بود؛ چه در غزل هایش به روشنی این شیفتگی را می توان دید:
از بداندیشان نیندیشم که یار من تویی
فارغم از دشمنان تا دوستدار من تویی
خاطر از دم سردی باد خزانم ایمن است
تا حدیث تازه و رنگین بهار من تویی
بهره یاب از دولتم تا با توام خلوت نشین
بر کنار از محنتم تا در کنار من تویی
گهگاه نیز شیوه حافظ و مولوی در سروده هایش دیده می شود و در عین حال، شاعرانی همچون فرخی و به ویژه نظامی را در سرودن منظومه ها و قطعه هایش از یاد نبرده و از آنها نیز تأثیر می پذیرد.
در مجموع، شیوه رهی آمیخته ای است از شیوه های عراقی، اصفهانی و خراسانی. چنانکه به گفته دکتر داریوش صبور، می توان این شیوه را «شیوه تهرانی» نامید که آمیزه ای بود از سبک عراقی با چاشنی اصفهانی.
وسواس و دقت ویژه رهی در آفرینش تک تک آثارش و تلاش برای ارائه اثری خالی از هرگونه کاستی نشان از باریک بینی و اهمیتی دارد که وی برای ایجاد یک اثر ماندگار قائل است.
رهی، شاعری گوشه نشین نبود و همواره در محافل ادبی و هنری زمان خود، حضوری فعال داشت.
حضور فعال او در انجمن حکیم نظامی، انجمن موسیقی خالقی، همکاری با برنامه «گل ها» در رادیو به همراه شادروان داوود پیرنیا و سرپرستی این برنامه پس از درگذشت آن بزرگوار، نمونه های خوبی از عدم انزوای اوست.
شادروان سیداسماعیل نواب صفا در این باره می گوید: «رهی و چند شاعر دیگر که از نامداران روزگار خود بودند، در انجمن حکیم نظامی که به مدیریت شاعر و دانشمند آن زمان «وحید دستگردی» تشکیل شده بود، کار می کردند. زمانی که من به تهران آمدم، تا مدت ها پیش از اینکه رهی را ملاقات کنم؛ آثارش را در مجلات فکاهی و سیاسی آن روز می خواندم و در گذر ایام، کم کم با آثارش آشنایی بیشتری پیدا می کردم. هنگامی که برنامه گل ها در رادیو آغاز به کار کرد، رهی بیشتر اوقات به رادیو می آمد و اگر کاستی در برنامه بود، به شادروان پیرنیا یادآوری می کرد و پس از وی هم تا پایان زندگی سرپرست آن برنامه بود.»
شادروان رهی معیری شاعری بود آزاده و شاید برگزیدن نام رهی برای تخلص شعریش نیز چندان هم نابجا نباشد:
بر خاطر آزاده غباری ز کَسَم نیست
سرو چمنم، شکوه ای از خار و خَسَم نیست
آزادگی و بلندنظری رهی تا بدانجاست که لطف، ظرافت و معنای باطن و آراستگی ظاهر را همه و همه در اشعارش یکجا دارد.
علاوه بر بلندنظری، شادروان رهی معیری وسواس و مشکل پسندی بسیاری در سرودن شعر داشت؛ تا جایی که مدت ها در چاپ آثارش مردد بود.
وی فردی ژرف نگر و ظریف نیز بود و همواره روی اشعارش کار می کرد، غزل را یکباره نمی ساخت و پس از سرودن هر شعر، شاید یک ماه روی آن کار می کرد و سپس آن را انتشار می داد. رهی علاوه بر همه این ویژگی ها، ویژگی دیگری نیز داشت و آن پاکیزگی و نظم ظاهری در پیرایش و آرایش بود؛ به طوری که دوستانش هرگز وی را دو روز پیاپی با یک پوشش نمی دیدند.
شادروان نواب صفا، در این باره می گوید: «از ویژگی های بارز رهی، خوش پوش بودن و برخورد صمیمی و صادقانه اش با مردم بود و دوستی صادقانه اش با من نیز گواه این مدعاست. این خوش خلقی وی، سبب محبوبیت بسیاری در میان همه مردم شده بود.»
از میان کسانی که با رهی در زمینه ترانه و موسیقی همکاری مشترک داشته اند، امروز تنها دو نفر در قید حیات هستند؛ علی تجویدی که هم اکنون چندی است در بستر بیماری افتاده و مهندس همایون خرم که درباره نحوه همکاری اش با رهی معیری می گوید: «آشنایی با شادروان رهی معیری، چندی پیش از آغاز به همکاری ما با هم بود. در سال ۱۳۳۷ که من با رادیو
به عنوان تکنواز ویلن همکاری داشتم، با رهی برای نخستین بار آشنا شدم؛اما همکاری رسمی ما با هم از سال ۱۳۴۵ آغاز شد. پیشنهاد رهی برای همکاری مشترک، در من انگیزه زیادی ایجاد کرد و در این همکاری به روشنی می دیدم که وی عاشق کارش بود.»
درگذشت رهی برای بسیاری از دوستدارانش غم انگیز و دردناک بود. شادروان سیداسماعیل نواب صفا، رهی را شاعری بزرگ و ترانه سرایی توانا می دانست و مرگ وی را بسیار دردناک توصیف می کرد.
وی در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی به انگلستان سفر کرد؛ سفری که دیگر بازگشتی نداشت و سرانجام در بیست و چهارم آبان ماه ۱۳۴۷ چشم از جهان
فروبست.
امروز مزار رهی در آرامگاه ظهیرالدوله دربند، در کنار بسیاری از ادیبان و هنرمندان نامی ایران زمین، پذیرای ادب دوستان اهل ذوق است.
هنگام حضور بر مزار وی نخستین چیزی که توجه را جلب می کند، قطعه شعری است که به سفارش خودش بر سنگ مزار وی حک شده است:
الا ای رهگذر کز راه یاری
قدم بر تربت ما می گذاری
در اینجا شاعری غمناک خفته است
رهی در سینه این خاک خفته است
….
منابع:
۱ _ رهاورد رهی با مقدمه و به کوشش دکتر داریوش صبور
۲ -گفتگو با دکتر داریوش صبور _ آبان ماه ۱۳۸۳
۳ _ گفتگو با بیژن ترقی _ آبان ماه ۱۳۸۳
۴ _ گفتگو با سید اسماعیل نواب صفا _ مهرماه ۱۳۸۳
۵ _ گفتگو با مهندس همایون خرم _ مهرماه ۱۳۸۳
۶ _ چهره های ماندگار موسیقی و ترانه به کوشش فروغ بهمن پور
۷ _ تصنیف ها، ترانه ها و سرودهای ایران زمین به کوشش سعید مشکین فام.


D0AHv0 sufromaetbls, [url=http://mljdtzzgzgqh.com/]mljdtzzgzgqh[/url], [link=http://hgflexxbnvgp.com/]hgflexxbnvgp[/link], http://vwagrnfasddo.com/