راه مستقیم، تنها راهی است که همه میفهمند
قدیمها مطربها کوچهبهکوچه میرفتند و همه را گرداگرد خود جمع کرده و دفنوازی میکردند و وقتی که خوب خسته میشدند و تماشاچیان نیز لذت کافی میبردند، بهسراغ جمعیت رفته و دف خود را برابر آنها گرفته و کمک میخواستند و هر کسی نیز دست به جیب شده و بهقدر وُسع خود، چیزی در آن میانداخت.
چهخوب میشد اگر ما نیز از مطربها یاد میگرفتیم، یعنی از همان اول و بیهیچ کار و تلاشی با خواندن حمد و آیتالکرسی و «امنیُجیب» دست گدایی را بهسوی خداوند دراز میکردیم، چون او تا از ما کاری را نبیند، دست به جیب نمیشود و حاجات ما را روا نمیکند.
خداوند میگوید: من به تو دست، پا، چشم، عقل و هوش دادم. حال با اینها چه کردی که اکنون چیزهایی دیگر میخواهی؟ اصلاً من اینها را دادم که تو بسیاری از حوائج و نیازهای خود را رفع کنی.
وقتی از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نکردیم، آنگاه میتوانیم دست به دعا شده و حاجات خود را بخواهیم و اینجاست که خداوند، دعاهای ما را اجابت میکند. البته کوششهایی هم باید داشته باشیم. در سورهی حمد یاد شده:
اول اینکه کوشش کنیم، بفهمیم رحمان و بخشنده، تنها خداوند است. دیگر آنکه تنها اوست که رحیم و مهربان است. سوم آنکه تربیت، کار اوست و هر کس به هر کجا رسید از رهگذر لطف و عنایت اوست.
از رهگذر خاک سر کوی شما بود
هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد
و دیگر آنکه، بکوشیم تا مالکیت او را خوب بفهمیم. یعنی اینکه هر کس هر چه دارد از اوست.
آنکه در طرز غزل نکته به حافظ آموخت
یار شیرینسخن و نادره گفتار من است
و سپس بهدنبال این فهمیدنها عبادت و بندگی او را پیشه کنیم، یعنی درست مثل کودکی که در مهمانی، وقتی مقابل او چیزی تعارف میشود پیش از آنکه دست پیش برده و چیزی بردارد به پدر نگاه میکند و از نگاه او میفهمد که بردارد یا نه؟ ما نیز دست به هیچ کاری دراز نکنیم جز آنکه پیشاپیش رضا و اجازهی خداوند را جویا شویم و تازه پس از این فهمیدن و بندگی و استمداد، نوبت به دعا و درخواست میرسد. زیباترین و ریشه و اساس همهی دعاها «درخواست هدایت» است:
ما به آن منزل عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
اساساً هر کاری، راهی و راهکاری دارد و تنها خداست که آنها را میداند و هدایت یعنی نشاندادن راهها و راهکارها.
ارتباط با فرزند راه دارد و راه آنرا خداوند میداند و نه فلان روانشناس غرب که غالباً آنچه میگوید بیشتر بر پایهی حدس و گمان و تخمین است. از اینرو هنوز مرکب راهکار دیروزش خشک نشده، راهکاری تازهتر ارائه میکند.
راه ارتباط با همسر، دوستان، آشنایان و همکاران را تنها خدا میداند، چون اوست که همه را آفریده و اندازه همه را، او میداند. اگر مدیریت با انواعی که دارد راه و روشهایی داشته باشد تنها او میداند و اوست که میتواند ما را به آن شیوهها و راهها رهنمون کند.
امروز همه بهدنبال راهکارند، آن هم راهکارهای عملی و قابل اقدام، راهکارهایی که مثل شاهراهی مستقیم، آدمی را به هدف برساند و ما از خداوند، در سورهی حمد چنین هدایتی میخواهیم، یعنی میخواهیم تا راه مستقیم به هر خیر و خوبی و سعادت و توفیق که همان کوتاهترین راه است را به ما نشان بدهد.
بهیاد داشته باشید، راه مستقیم تنها راهی است که همه میفهمند، شما حتی اگر به یک نابینا بگویید مستقیم برو، میفهمد. درست مثل غذا خوردن که شما با کمک دست، لقمهی خود را مستقیم بهسوی دهان هدایت میکنید. آیا شده است که در عمرتان حتی برای یکبار راه دهان خود را گُم کرده و لقمه را به دهان دیگری وارد کنید؟
پس صراط مستقیم یعنی راهی که هم کوتاه است و هم کسی در آن گُم نمیشود.
در صراط مستقیم، ای دل کسی گمراه نیست
اهدناالصراطالمستقیم

