راههای مقابله با بحران

دیر یا زود در رندگی هر کس، زمانی فرا میرسد که شخص خود را در چهار راهی مییابد، در حالی که نه نقشهای در دست دارد و نه تابلو و نه نشان خاصی در معرض دید اوست. نشانهای که نشان میدهد به کجا میرسد. در این مواقع که احساس گمشدگی، عدم اطمینان، اضطراب و کنترل نداشتن، به فرد دست میدهد. زندگی او عوض شده و همین باعث ترس میشود.
تغییرهرچیزی ما را میترساند،چون ما عادت کردهایم که به آن چیزها و افراد آشنا تکیه کنیم. تا وقتی که آنها وچود دارند، ما احساس امنیت و اطمینان میکنیم. بنابراین وقتی پای تغییر به میان میآید، حس میکنیم که باید مثل شترمرغ عمل کنیم و سعی کنیم به وسیله نادیده گرفتن آن تغییر و تحول، خود را از خطر آن حفظ کنیم.
واقعیت این است که هیچ چیزی همیشه بدون تغییر نمیماند، همه چیز تغییر میکند، بدن ما،اعتقادات ما، شیوهای که خود و دیگران را احساس میکنیم. تغییر، تنها رکن پایدار در عالم است. ممکن است از آن وحست کنیم، ولی باید بدانیم که میتوانیم از پس آن برآییم.
بحران مراحل مختلفی دارد و هر مرحله، بخش طبیعی فرایند آن است، هر کس به شیوهای و از هر طریقی بحران را طی میکند که به نظر او صحیح است. شما بدانید در هر مرحله از بحرانی که هستید، آن مرحله برای همیشه باقی نمیماند.
ارمغانی که هر بحران به همراه میآورد، یگانه است. کسی نمیتواند در آغاز پیش بینی کند که سرانجام چه خواهد شد، یا آن را وادار کند که چیزی به غیر از آنکه هست بشود. شاید این ارمغان درک عمیقتر شما و دیگران به زندگی باشد، استقلال بیشتری باشد، یا دوستیهای تازهای ایجاد کند. ذهن خود را باز کنید و در انتظار یافتن آن باشید.
مواجه شدن با بحران به ما فرصت رشد یافتن میدهد. ارمغان مواجه شدن با آن را دریافت کنید.
تغییر
اینها نمونههایی از تغییراتی هستند که میتوانند ما را با بحران مواجه سازند.
ـ بچه دارشدن
ـ بیماری
ـ جدایی یا بازگشت به سوی یکدیگر
ـ از دست دادن شغل
ـ تغییر شغل
ـ یک تصادف
ـ مرگ کسی که ذوستش داریم
ـ یک تهدید عمومی مثل جنگ یا بحران اقتصادی
ـ طلاق گرفتن یاازدواج کردن
ـ ترقی کردن
ـ مسائل مالی،ثروتمندتر و یا فقیرتر شدن
ـ یک جرم
ـ عوض کردن خانه
ـ رفتن بچهها از خانه
بعضی از این موارد، تغییر در جهت بهتر شدن زندگی ما هستند، ولی ، حتی آنهایی که در جهت بهتر شدن زندگی ما هم نیستند، لزوماً بحران آفرین نیستند.
شناختن
بحران هر چه که باشد، در بعضی جاها حس میکنیم که زندگیمان تغییر کرده است. اگر تاکنون به این شناخت رسیدهاید، به خوتان تبریک بگویید. یکبار که تشخیص بدهید دچار بحران شدهاید، میتوانید شروع کنید و برای مواجه شدن با آن چارهای بیندیشید.
درون بحران
تغییر در دنیای بیرون، فقط قسمتی از تصویر زندگی است. در دنیای درونی ما هم، بحران بوجود میآید.
اعتقادات
من از عهده چیزی بر می آیم. من به در خواست کمک اعتقاد ندارم.
دیدگاهها
من هرگز طلاق نمیگیرم. پول برای من آن قدرها هم مهم نیست.
احساسات
من عاشق شدهام. من در اینجا احساس میکنم که زندگیام در امان است.
انتظارات
من تا سن ۶۵ سالگی کار خواهم کرد. پدر و مادرم همیشه وجود خواهند داشت.
تخریب
گاهی تغییر میتواند نظام اعتقادی شما را خرد کند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، ممکن است حس کنید که در مورد خودتان چنین احساسی دارید:
ـ ناامید
ـ مضطرب
ـ احمق
ـ نا امن
ـ تهدید شده
ـ ترسیده
ـ شکست خورده
ولی جنبههای مثبت بحران هم وجود دارد. وقتی اعتقادات قدیمی شکسته میشوند، فضایی برای تغییر و رشد پیدا میکنیم.
بحران میتواند ما را به سوی مسیر جدیدی حرکت بدهد. میتواند توجه ما را به چیزهایی جلب کند که تا امروز آنها را انکار میکردهایم.
به زندگی گذشته خود نگاه کنید و از خود بپرسید که چه موقع بیشتر از همیشه یاد گرفتهاید. فرصت یادگیری در مواقعی پیش آمدهاند که انتظارات شما اشتباه از آب درآمدهاند، تحمل آن زمان چقدر دشوار بود. ما در آن زمانهای عادی کمتر یاد میگیریم.
دگرگونی
بحران میتواند انرژی لازم برای دگرگونی را به ما بدهد.
ـ شفقت
ـ دانایی
ـ جرات
به چه نتیجهای منجر میشود؟
ـ شور و شوق
ـ آرامش
ـ زیبایی
ـ اعتماد
اگر پاسخ روشنی دریافت نکردید، نگران نشوید.
ـ خلاقیت
ـ امید
ـ انرژی
ـ بخشش
ممکن است طول بکشد تا بفهمید.
ـ درک
ـ عشق
ـ خوشحالی
ـ نیرو



