<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: دوست داشتن چه نشانه هایی دارد؟</title>
	<atom:link href="http://hamkelasyha.com/family/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%da%86%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9f/1013/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://hamkelasyha.com/family/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%da%86%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9f/1013/</link>
	<description>بانک مقالات فارسی Hamkelasyha.com</description>
	<lastBuildDate>Mon, 05 Jul 2010 11:49:03 -0500</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.3</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: nkofgzafy</title>
		<link>http://hamkelasyha.com/family/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%da%86%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9f/1013/comment-page-1/#comment-399</link>
		<dc:creator>nkofgzafy</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamkelasyha.com/?p=1013#comment-399</guid>
		<description>M0fuPN  &lt;a href=&quot;http://njyogdrxtgoy.com/&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;njyogdrxtgoy&lt;/a&gt;, [url=http://bgivgbvirgwa.com/]bgivgbvirgwa[/url], [link=http://aponnllckhnd.com/]aponnllckhnd[/link], http://tfyoprpfwjrq.com/</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>M0fuPN  <a href="http://njyogdrxtgoy.com/" rel="nofollow">njyogdrxtgoy</a>, [url=http://bgivgbvirgwa.com/]bgivgbvirgwa[/url], [link=http://aponnllckhnd.com/]aponnllckhnd[/link], <a href="http://tfyoprpfwjrq.com/" rel="nofollow">http://tfyoprpfwjrq.com/</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پدرام</title>
		<link>http://hamkelasyha.com/family/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%da%86%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9f/1013/comment-page-1/#comment-139</link>
		<dc:creator>پدرام</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamkelasyha.com/?p=1013#comment-139</guid>
		<description>یه دوست معمولی وقتی می آید خونت، مثل مهمون رفتار میکنه 

 یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز میکنه و از خودش پذیرایی میکنه 

 یه دوست معمولی هرگز  گریه تو رو ندیده. 

یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه 

 یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه 

یه دوست واقعی اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره 

 یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت می آره 

یه  دوست واقعی زودتر میآد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه 

 یه دوست معمولی متنفره از این که وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی 

 یه دوست واقعی میپرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟ 

 یه دوست معمولی ازت میخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی 

 یه دوست واقعی ازت میخواد که مشکلات را حل کنه 

 یه دوست معمولی وقتی بین تون بحثی میشه دوستی رو تموم شده میدونه 

 یه دوست واقعی بهت بعد از یه دعواهم زنگ میزنه 

 یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره. 

 یه دوست واقعی میخواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی 

 یه دوست معمولی این حرف های منو میخونه و فراموش میکنه 

 یه دوست واقعی اونو واسه همه و دو باره واسه خودم میفرسته</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یه دوست معمولی وقتی می آید خونت، مثل مهمون رفتار میکنه </p>
<p> یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز میکنه و از خودش پذیرایی میکنه </p>
<p> یه دوست معمولی هرگز  گریه تو رو ندیده. </p>
<p>یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه </p>
<p> یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه </p>
<p>یه دوست واقعی اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره </p>
<p> یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت می آره </p>
<p>یه  دوست واقعی زودتر میآد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه </p>
<p> یه دوست معمولی متنفره از این که وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی </p>
<p> یه دوست واقعی میپرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟ </p>
<p> یه دوست معمولی ازت میخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی </p>
<p> یه دوست واقعی ازت میخواد که مشکلات را حل کنه </p>
<p> یه دوست معمولی وقتی بین تون بحثی میشه دوستی رو تموم شده میدونه </p>
<p> یه دوست واقعی بهت بعد از یه دعواهم زنگ میزنه </p>
<p> یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره. </p>
<p> یه دوست واقعی میخواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی </p>
<p> یه دوست معمولی این حرف های منو میخونه و فراموش میکنه </p>
<p> یه دوست واقعی اونو واسه همه و دو باره واسه خودم میفرسته</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ایمان</title>
		<link>http://hamkelasyha.com/family/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%da%86%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9f/1013/comment-page-1/#comment-128</link>
		<dc:creator>ایمان</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamkelasyha.com/?p=1013#comment-128</guid>
		<description>چشمان ابری ام را هرگز ندیدی ای دوست

                                     هرگز به خود نگفتی راز جدایی ای دوست

من ماندم و تو ماندی در یک خیال باطل

                                     گلبرگ عاشقی ماند در زیر پای ای دوست

دیگر تو را نخواهم در این هوای دلگیر

                                      باشد که باز بینی درد جدایی ای دوست

تنها شوی تو روزی در یک هوای ابری

                                       آنگاه تو به یاد چشمان ابری ای دوست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چشمان ابری ام را هرگز ندیدی ای دوست</p>
<p>                                     هرگز به خود نگفتی راز جدایی ای دوست</p>
<p>من ماندم و تو ماندی در یک خیال باطل</p>
<p>                                     گلبرگ عاشقی ماند در زیر پای ای دوست</p>
<p>دیگر تو را نخواهم در این هوای دلگیر</p>
<p>                                      باشد که باز بینی درد جدایی ای دوست</p>
<p>تنها شوی تو روزی در یک هوای ابری</p>
<p>                                       آنگاه تو به یاد چشمان ابری ای دوست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Baran</title>
		<link>http://hamkelasyha.com/family/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%da%86%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9f/1013/comment-page-1/#comment-127</link>
		<dc:creator>Baran</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamkelasyha.com/?p=1013#comment-127</guid>
		<description>کاش می دانستیم
زندگی با همه وسعت خویش
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی حس جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگر اغاز حیات
تا به جایی که خدا می داند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاش می دانستیم<br />
زندگی با همه وسعت خویش<br />
محفل ساکت غم خوردن نیست<br />
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست<br />
زندگی خوردن و خوابیدن نیست<br />
زندگی حس جاری شدن است<br />
زندگی کوشش و راهی شدن است<br />
از تماشاگر اغاز حیات<br />
تا به جایی که خدا می داند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شیوایی</title>
		<link>http://hamkelasyha.com/family/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%da%86%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9f/1013/comment-page-1/#comment-123</link>
		<dc:creator>شیوایی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamkelasyha.com/?p=1013#comment-123</guid>
		<description>این سکوت تلخ را آواز کن             

            من به یادت این غزل را ساختم         

     دیگر ای آرام جان لب باز کن

    با من از ناگفته ها حرفی  بزن

   من خریدار تو ام پس ناز کن

    خلوتم را  پر کن از حسی غریب

  با نگاهت باز هم اعجاز کن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این سکوت تلخ را آواز کن             </p>
<p>            من به یادت این غزل را ساختم         </p>
<p>     دیگر ای آرام جان لب باز کن</p>
<p>    با من از ناگفته ها حرفی  بزن</p>
<p>   من خریدار تو ام پس ناز کن</p>
<p>    خلوتم را  پر کن از حسی غریب</p>
<p>  با نگاهت باز هم اعجاز کن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فراهانی</title>
		<link>http://hamkelasyha.com/family/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%da%86%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9f/1013/comment-page-1/#comment-120</link>
		<dc:creator>فراهانی</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamkelasyha.com/?p=1013#comment-120</guid>
		<description>اکنون که می نویسم از تمام شب های تنهایی ام تنها ترم

از تمام دلتنگی ها دلتنگ ترم

هم چون روز روشن بر من هویداست که در مسیر زندگی ات روانه خواهی شد

و شاید هیچ گاه من در خاطرت نمانم

و من بی شک هر جا که باشم نشانی از تو دارم

که با تو بودن را برایم زنده می کند

تو می روی ومن با لبخند بدرقه ات می کنم

من می مانم و کوله باری ازاحساس تنهایی می مانم

باز هم مثل همیشه

اما می دانم

در تنهایی هم

با من هستی...!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اکنون که می نویسم از تمام شب های تنهایی ام تنها ترم</p>
<p>از تمام دلتنگی ها دلتنگ ترم</p>
<p>هم چون روز روشن بر من هویداست که در مسیر زندگی ات روانه خواهی شد</p>
<p>و شاید هیچ گاه من در خاطرت نمانم</p>
<p>و من بی شک هر جا که باشم نشانی از تو دارم</p>
<p>که با تو بودن را برایم زنده می کند</p>
<p>تو می روی ومن با لبخند بدرقه ات می کنم</p>
<p>من می مانم و کوله باری ازاحساس تنهایی می مانم</p>
<p>باز هم مثل همیشه</p>
<p>اما می دانم</p>
<p>در تنهایی هم</p>
<p>با من هستی&#8230;!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پرویز</title>
		<link>http://hamkelasyha.com/family/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%da%86%d9%87-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9f/1013/comment-page-1/#comment-116</link>
		<dc:creator>پرویز</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://hamkelasyha.com/?p=1013#comment-116</guid>
		<description>اوج قصه های من وتو را برای لحظه ای نواختن لبهایت دوست دارم.

برای گفتن شعری برای اهدای قلبی از تمام وجود دل می سپارم.

به سلام باز ها اعتنا نکن 

ماهی تشنه ی محبت است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اوج قصه های من وتو را برای لحظه ای نواختن لبهایت دوست دارم.</p>
<p>برای گفتن شعری برای اهدای قلبی از تمام وجود دل می سپارم.</p>
<p>به سلام باز ها اعتنا نکن </p>
<p>ماهی تشنه ی محبت است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
