پایان روزها
در منظر دین (بهویژه مکتب اسلام)، مقاطع زمانی گذشته، حال و آینده با یکدیگر ارتباطی پیوسته، منطقی و بامعنا دارند و به صورت گسسته از یکدیگر، تلقی نمیشوند. و انسان، موجودی است اندیشمند، آگاه، خودآگاه و انتخابگر که انتخاب «دیروز» او «حال» را میآفریند و «انتخاب حال»، «فردای» او را میسازد و همین قاعده در مورد ملتها و اقوام نیز صادق است؛ از جمله در قرآن آمده است:
در منظر دین (بهویژه مکتب اسلام)، مقاطع زمانی گذشته، حال و آینده با یکدیگر ارتباطی پیوسته، منطقی و بامعنا دارند و به صورت گسسته از یکدیگر، تلقی نمیشوند. و انسان، موجودی است اندیشمند، آگاه، خودآگاه و انتخابگر که انتخاب «دیروز» او «حال» را میآفریند و «انتخاب حال»، «فردای» او را میسازد و همین قاعده در مورد ملتها و اقوام نیز صادق است؛ از جمله در قرآن آمده است:
رابطه مسئولیت و آدمی نیز همینگونه قابل تحلیل است. در منظر دین «تفکر» و «انتخاب»، مولفههایی هستند که مسئولیت میآفرینند و از دید قرآن «انسان تنها در گرو عملش است» و این واقعیت از آن رو پذیرفتنی و آرامشبخش مینماید که حوزه عمل، نامحدود بوده و در اختیار همه است.
«هرگاه نیکوکاری، روزگار و اهلش را فراگرفت، پس آدمی به فردی که رسوایی او آشکار نگشته، اگر بدبین شود، ستم کرده و هرگاه تباهکاری بر روزگار و اهلش دست انداخت، پس اگر آدمی به فردی خوشبین باشد، خود را به خطر و تباهی انداخته است.»
لذا از این فراز کلام آن حضرت میتوان چنین استنباط کرد که لازمه دینداری، آشنایی فرد با مقتضیات زمان و از جمله درک شرایط ارزشهای حاکم بر زمان (روزگار) است. رویکرد به جامعهای که استیلا و سلطه با ارزشهای اخلاقی است، ضرورتا با رویکرد به جامعهای که ضد ارزشها در آن حاکم است، تفاوت اصولی و عمیقی دارد.
از جمله رویکردهای معطوف به آینده، شیوه نگرش به موضوع آخرزمان است. این موضوع از لحاظ تاثیری که بر روند زندگی فعلی انسان دارد، حائز اهمیت جدی است. از دید برخی اندیشمندان غربی، تفاوتهایی میان آخر زمان و پایان اعصار وجود دارد.
ژان کلود کریر معتقد است: «بدیهی است که پایان اعصار به معنای آخر زمان نیست؛ هنگامی که از پایان اعصار سخن میگوییم، به پایان اعصار انسانی یعنی اعصاری که توسط انسان تعریف شده است، اشاره داریم.
و متفکر دیگر ژان دولومو عقیده خویش را چنین ابراز می کند:
«هیچ شکی نباید داشت که در آخر زمان، خیر پیروز میشود و تاریخ، بسیار خوب به پایان میرسد. باید این صفحات با شکوه را که کتاب با آنها به پایان میرسد، چندین و چند بار خواند.»
۱ – قرآن کریم:
آیه اول – «و نریدان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»
«و ما اراده کردهایم بر آنان که در روی زمین به ضعف کشیده شدهاند منت نهاده، آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.»
آیه دوم – «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر/ ان الارض یرثها عبادی الصالحون»
«گذشته از ذکر (تورات) در زبور نوشتیم که زمین را بندگان شایستهام به ارث خواهند برد.»
در این میان بیمناسبت نیست که اشارهای به رویکرد آیین مسیحی در باب آخر زمان و تغییر و تحول بهوجودآمده در آن داشته باشیم.
«تصور مسیحیت اولیه از آینده تا جایی که مرتبط به آیندهای شادیبخشتر و متضمن پیشرفت است، تصوری بود که به زبان عامیانه، «شیرینی در آسمان» مینامیدند. این فکر در دو قرن هجدهم و نوزدهم تغییر یافت و به «شیرینی در روی زمین» تبدیل شد.
عقیده بر این شده که جهان طی دورانهای نامعلوم، بهتر و کاملتر میشود. اعتقاد به پیشرفت که بعضی از اندیشمندان، آن را مطلقا پرهیزناپذیر و برخی دیگر مشروط میدانستند اما در هر صورت پیش میرویم و شاید زمانی به قله کمال برسیم».
نحوه نگرش آیین اسلام به موضوع آخر زمان، صریح، جامع و شفاف بوده و جای ابهام و تردیدی در این زمینه باقی نمیگذارد زیرا نه تنها به کیفیت آن زمان و علائم فرارسیدن روز موعود اشاره میکند بلکه از جزئیاتی خبر میدهد که اندیشههای جستوجوگر را اقناع میکند. اینک و در ابتدا به مواردی از فرمایشات معصومین (ع) اشاره کرده و پس از آن به تحلیل و بررسی آثار اعتقاد به آخر زمان خواهیم پرداخت.
«اگر قائم ما قیام کند آسمان، بارانش را همیفروریزد و زمین گیاه خود را برویاند و کینه و دشمنی از دل بندگان رخت بندد و درندگان و چهارپایان، همزیستی صلحآمیز داشته باشند تا آنجا که زنی میتواند – سبد بر سر– از عراق تا شام را بپیماید؛ در حالی که گام خویش جز بر گیاه ننهد. نه درندهای به او آزار رساند و نه وی از آن بهراسد».
«خداوند شرق و غرب عالم را در سیطره حکومت مهدیعج و یاران او قرار میدهد، آیین خود را آشکار میسازد و به وسیله او (مهدیع) و یارانش، بدعت و باطل را نابود میکند؛ چنان که تبهکاران، حق را نابوده کرده بودند به طوری که بر صحنه زمین، اثری از ظلم دیده نخواهد شد. آنها امر به معروف و از منکر، نهی کنند».
«هنگامی که قائم ما عجل الله تعالی فرجه قیام کند، زمین با نور آن حضرت منور میشود، به طوری که از نور خورشید بینیاز میشوند و تاریکی از بین میرود. زمین همه گنجهای نهفتهاش را ظاهر میسازد تا در معرض دید مردمان قرار بگیرد. انسان هر چه جستوجو کند کسی را پیدا کند که با ثروتش او را صله کند و زکات مالش را بپذیرد، کسی را پیدا نمیکند. همه مردمان با آنچه خداوند از فضل خود به آنها عطا فرموده بینیاز میشوند.»
«خداوند، او (قائم ع) را در زمان غیبت در کنف حمایت خود نگه میدارد، سپس ظاهر میشود و زمین را پر از عدل و داد میکند آنچنان که پر از جور و ستم شده است.»
«هنگامی که قائم ماعج قیام کند، دست شریفش را بر سر بندگان گذارد و خردهای آنها را گرد آورد و رشدهای آنها را کامل گرداند و خداوند بر وسعت بینایی و شنوایی آنها میافزاید و در میان قائم عج و آنها مانع و سدی نمیماند.»
از بررسی شواهد قرآنی و روایی، چند نکته به دست میآید که ذیلا به آنها اشاره میکنیم:
۱ – «آخر الزمان» به عنوان پدیدهای که با ظهور منجی عالم بشریت مقارن است، در آیین اسلام جایگاه با معنا، قابل تعریف و مشخصی دارد زیرا ویژگیهای این دوره، به طور دقیق در آیات و روایات تبیین شده است.
در پاسخ میتوانیم بگوییم که امید – به ویژه امید واقعی – به لحاظ ایجاد نشاط و شادابی خاصی که میآفریند، حوزه اندیشه آدمی را گسترش می دهد و فضای وسیعتر و دورنمای روشنتری را در برابر اندیشه فرد قرار میدهد ولی آنکه در زندان ناامیدی به سر میبرد، حصارها و دیوارهای این زندان، مجال پرداختن به افکار عالی و بلند را نمییابد مگر آنکه امید به رهایی از چنین زندانی در دلش جوانه زند. توسعه و گسترش فضای اندیشه نیز به نوبه خود به بالندگی و شکوفایی اندیشه منجر میشود. در روایتی از رسول خدا (ص) نیز آمده است که «امید، رحمت خدا برای امت من است».

