بلوغ در نظر علما
بلوغ, مبحثی در فقه . در لغت به معانی وصول به چیزی رسیدن به مراد رسیدن یا نزدیک شدن به پایان مقصد (مکان زمان یا امری دیگر) کامل شدن و پختن میوه و رسیدن کودک به سن رشد به کار رفته است (راغب اصفهانی ابن فارس فیروزآبادی ابن منظور طریحی فیومی ذیل «بلغ »). در اصطلاح عام بلوغ آغاز مرحله ای طبیعی در زندگی کودک است که در آن با پیدایی و شکوفایی غریزة جنسی و پدید آمدن برخی دگرگونیهای جسمی و روانی و رشد عقلی و ادراکی به مرتبة مردان و زنان نایل می شود (رجوع کنید به همانجاها مهریزی ص ۸۴ـ۸۵ ۱۲۹ـ۱۳۰).
اهمیت بلوغ در فقه و حقوق اسلامی به آن است که نقطة آغاز شمول تکالیف و بسیاری از حقوق و احکام شرعی نسبت به هر فرد مسلمان شمرده می شود و ازینرو سن بلوغ را سن تکلیف نیز می نامند. از آنجا که در منابع فقهی تعریفی خاص از بلوغ ارائه نشده (رجوع کنید به مهریزی ص ۱۴۰ ۱۹۷) شاید بتوان گفت که مراد از بلوغ در اصطلاح فقها همان بلوغ طبیعی است (نجفی ج ۹ ص ۲۳۶ مهریزی ص ۲۵۷ فقیه ص ۱۶). با اینهمه چون از میان امارات و نشانه های بلوغ طبیعی تنها برخی از آنها در فقه پذیرفته و سن بلوغ نیز در فقه اسلامی معین شده است بلوغ و بالغ در فقه اسلامی به اصطلاحی خاص تبدیل شده که با مفهوم لغوی و عرفی آن انطباق کامل ندارد (رجوع کنید به مراغی عنوان ۹۳) هر چند امارات و نشانه های بلوغ شرعی همان نشانه های بلوغ طبیعی است (نجفی ج ۹ ص ۲۳۷).
در قرآن دربارة بلوغ سه تعبیر به کار رفته است : بلوغ نکاح (نساء:۶) بلوغ حلم (نور:۵۸ـ۵۹) و بلوغ اشد (یوسف :۲۲ انعام :۱۵۲ قصص :۱۴ احقاف :۱۵ اسراء:۳۴ و آیات دیگر). بیشتر مفسران مراد از بلوغ نکاح را رسیدن کودک به سنی می دانند که در آن توانایی ازدواج پیدا می شود اما برخی مراد از آن را احتلام دانسته اند (رجوع کنید به طباطبائی طبرسی زمخشری ذیل نساء: ۶). همچنین مفهوم «بلوغ حلم » به اتفاق مفسران رسیدن به اوان بلوغ جنسی است (همان منابع ذیل نور: ۵۸ ـ۵۹). در این میان توضیح راغب (ذیل «حلم ») مبنی بر اینکه زمان بلوغ از آنرو بلوغ حلم نامیده شده که انسان بالغ شایستگی و توانایی حلم به معنای نگاهداری نفس از خشم را دارد در خور ذکر است . بیشتر مفسران مراد از بلوغ اشد را رسیدن به سنی دانسته اند که در آن قوای جسمی و عقلی به رشد و شکوفایی می رسد ولی در این باره سنین مختلفی (از ۱۸ تا ۶۲ سال ) ذکر کرده اند (رجوع کنید به همان منابع ذیل همان آیات نیز دربارة این سه اصطلاح رجوع کنید به سبحانی ص ۷ـ۱۴) در احادیث هرسه تعبیر به احتلام معنا شده است (مجلسی ج ۱۰۰ ص ۱۶۱ـ ۱۶۵ حر عاملی ج ۱ ص ۴۲ ج ۱۸ ص ۴۰۹ ۴۱۲ بروجردی ج ۱ ص ۳۵۰ـ ۳۵۵). همچنین در احادیث علایم بلوغ از جمله سن بلوغ و نیز آثار و احکام بلوغ و حقوق و تکالیف شخص بالغ بتفصیل مطرح شده است .
در فقه پنج علامت اصلی برای بلوغ ذکر شده که از این میان فقها سه علامت را میان دختر و پسر مشترک دانسته اند: احتلام انبات و سن . با توجه به تعابیر آیات (از جمله نور: ۵۸ ـ۵۹) و احادیث (از جمله حدیث معروف رفع قلم : «رفع القلم عن الثلاث… عن الصبی حتی یحتلم رجوع کنید به زحیلی ج ۵ ص ۴۲۳ حر عاملی ج ۱ ص ۴۲ـ۴۶ مجلسی همانجا) تمامی فقها احتلام (یا انزال ) را چه در خواب چه در بیداری نشانة (امارة ) بلوغ شمرده اند (طوسی ۱۳۸۷ ج ۲ ص ۲۸۲ نجفی ج ۹ ص ۲۴۰ بحرانی ج ۲۰ ص ۳۴۵ فقیه همانجا زحیلی ج ۵ ص ۴۲۲ـ۴۲۴ ابن قدامه ج ۴ ص ۵۱۳ جزیری ج ۲ ص ۳۵۱) هرچند دربارة برخی جزئیات و شرایط آن گاه اختلاف نظر دارند برای مثال در فقه امامی و شافعی این علامت باید در سنی حاصل شود که عادتا ممکن باشد (رجوع کنید به نجفی ج ۹ ص ۲۴۲ زحیلی ج ۵ ص ۴۲۴ جزیری ج ۲ ص ۳۵۰). همچنین معدودی از فقهای عامه و شیعه دربارة نشانه بودن احتلام برای بلوغ دختر تردید کرده اند (نجفی ج ۹ ص ۲۴۳ سبحانی ص ۱۷). در هرحال احتلام تنها نشانة بلوغ است که در قرآن به وضوح ذکر شده است (سبحانی ص ۱۵).
نشانة دیگر بلوغ انبات یعنی بر آمدن موی خشن بر شرمگاه (موی زهار) است که فقهای شیعه و اهل سنت جز حنفیان به استناد احادیث متعدد بدان قایل اند (ابن قدامه ج ۴ ص ۵۱۴ جزیری ج ۲ ص ۳۵۱ زحیلی ج ۵ ص ۴۲۴ نجفی ج ۹ ص ۲۳۷ـ ۲۳۸ طوسی ۱۳۸۷ ج ۲ ص ۲۸۲ـ ۲۸۳ بحرانی ج ۲۰ ص ۳۴۶ شهید ثانی ج ۲ ص ۱۴۴). برخی فقها از جمله شافعی در یکی از دو نظر خود این نشانه را خاص مشرکان دانسته اند ولی این نظر در فقه شیعه و نیز نزد بیشتر فقهای عامه پذیرفته نشده است (نجفی ج ۹ ص ۲۳۷ ابن قدامه ج ۴ ص ۵۱۳ برای تفصیل مسائل این بحث رجوع کنید به نجفی ج ۹ ص ۲۳۸ـ۲۴۰ طوسی ۱۳۸۷ ج ۲ ص ۲۸۳ بحرانی ج ۲۰ ص ۳۴۷ فقیه همانجا).
نشانة دیگر بلوغ در فقه رسیدن کودک به سن معینی است که به استناد احادیث معلوم شده است . به موجب این احادیث هر گاه تا رسیدن کودک به سن مزبور هیچیک از دیگر امارات شرعی بلوغ تحقق نیافته باشد سن یاد شده زمان بلوغ کودک محسوب خواهد شد (حر عاملی ج ۱ ص ۴۳ بروجردی ج ۱ ص ۳۵۰۳۵۳ ۳۵۵ زرقاء ص ۷۷۸). در مذهب شافعی و حنبلی سن بلوغ در دختر و پسر اتمام پانزده سال و در مذهب مالکی اتمام هفده یا هجده سالگی است هر چند از مالک و فقهایی دیگر نقل شده که اصولا سن را نشانة بلوغ نمی دانسته اند (طوسی ۱۴۰۷ـ۱۴۱۱ ج ۳ ص ۲۸۳ ابن قدامه ج ۴ ص ۵۱۴). ابوحنیفه سن بلوغ را در دختران هفده و در پسران هفده یا هجده می داند ولی سایر حنفیان سن بلوغ را در دختر و پسر اتمام پانزده سال می دانند (ابن قدامه ج ۴ ص ۵۱۴ـ۵۱۵ جزیری ج ۲ ص ۳۵۰ زحیلی ج ۵ ص ۴۲۳ـ۴۲۴). برخی منابع اهل سنت برای دورة بلوغ فاصلة سنی خاصی مطرح کرده اند بدین ترتیب که سنین یاد شده را انتهای دورة بلوغ و دوازده سالگی را در پسران و نه سالگی را در دختران ابتدای آن دانسته و کودک را در این فاصله سنی «مراهق » نامیده اند (که آثاری در پی دارد رجوع کنید به زحیلی ج ۵ ص ۴۲۳ زرقاء ص ۷۷۹).
براساس نظر مشهور فقهای امامی سن بلوغ پسر پانزده سال تمام قمری است (محقق حلی ج ۲ ص ۸۵ حر عاملی ج ۱ ص ۴۲ـ۴۶ ج ۱۸ ص ۴۱۰ـ۴۱۱ بروجردی ج ۱ ص ۳۵۰ـ ۳۵۱ امام خمینی ج ۲ ص ۱۲ مسئلة ۳ نجفی ج ۹ ص ۲۴۳ بحرانی ج ۲۰ ص ۳۴۸ طوسی ۱۳۸۷ همانجا سبحانی ص ۲۱ـ۲۳ مهریزی ص ۳۲۶ به بعد) اما برخی سن بلوغ را آغاز پانزده سالگی و برخی دیگر آغاز چهارده سالگی دانسته اند (بحرانی ج ۲۰ ص ۳۵۰ مقدس اردبیلی ج ۹ ص ۱۹۰ـ۱۹۱ نجفی ج ۹ ص ۲۵۲). ریشة این اختلاف نظر وجود احادیث مختلف است و فقها به روشهایی بین مضامین این روایات جمع کرده اند (رجوع کنید به سبحانی ص ۳۳ـ۳۶). بعلاوه در معدودی از روایات و آرای فقهی ده سالگی و هشت سالگی ذکر شده است که فقها آن را بر صلاحیت کودک نسبت به برخی اعمال حقوقی مانند وصیت حمل کرده اند نه بر بلوغ (رجوع کنید به محقق حلی ج ۲ ص ۱۵۵ ۱۶۷ بحرانی ج ۲۰ ص ۳۴۹ نجفی ج ۹ ص ۲۵۱ـ۲۵۷ فقیه ص ۱۷ سبحانی ص ۳۲ مهریزی ص ۲۳۲ـ۲۵۴ ۳۵۸ـ۳۶۴). بنابر فتوای مشهور فقهای امامی سن بلوغ دختر پایان نه سالگی است (رجوع کنید به حر عاملی همانجاها بروجردی ج ۱ ص ۳۵۰ـ۳۵۵ محقق حلی ج ۲ ص ۸۵ نجفی ج ۹ ص ۲۵۸ بحرانی ج ۲۰ ص ۳۴۸ امام خمینی همانجا خوئی ۱۳۹۷ ج ۲ ص ۱۹۷ انصاری ۱۴۱۳ ص ۲۱۲) و احادیث بسیاری در این باره نقل شده است (رجوع کنید به سبحانی ص ۴۳ـ۵۶). فتوای به ده سالگی نیز در میان معدودی از فقها مطرح بوده است (از جمله طوسی ۱۳۸۷ ج ۱ ص ۲۶۶ بحرانی ج ۲۰ ص ۳۴۹ نجفی همانجا) همچنانکه در احادیث و معدودی از منابع فقهی متقدم سنین دیگری جز نه سالگی برای بلوغ دختر ذکر شده است (رجوع کنید به سبحانی ص ۶۴ـ۷۱ مهریزی ص ۱۶۵ـ۱۷۳ ۳۴۲ـ۳۵۳ نجفی ج ۹ ص ۲۵۸ـ۲۵۹ انصاری بحرانی همانجاها). از سوی دیگر با توجه به آنکه مطالعات تجربی علمی احتمال تحقق بلوغ طبیعی و عقلی دختر در نه سالگی و توانایی وی بر انجام عبادات و معاملات را ضعیف می دانند (مهریزی ص ۱۰۰ ۱۱۴ـ ۱۱۸ ۱۷۴ـ ۱۷۵) برخی فقها و معدودی از نویسندگان معاصر نسبت به بلوغ دختر در نه سالگی مناقشه کرده اند. فیض کاشانی (ج ۱ ص ۱۶) و برخی دیگر (رجوع کنید به سبحانی ص ۷۹ـ۸۰) به منظور رفع تعارض روایات گفته اند که سن بلوغ دختر در ابواب مختلف فقهی متفاوت است مثلا سن وجوب روزه برای او سیزده سال است . کسانی دیگر به طور کلی سیزده سالگی را سن بلوغ دختر می دانند (مهریزی ص ۱۵۳ـ۱۵۶ ۳۵۸). گروهی ـ بدین استناد که اساسا نشانه های مطرح شده در فقه باید غالبی باشد و نیز با استدلال به تعابیر برخی احادیث (مثلا: و ذ’لک انها تحیض لتسع سنین ) ـ اصولا سن را معیار بلوغ دختر ندانسته و تنها امارات طبیعی از جمله قاعدگی را ملاک آن شمرده اند که در برخی جاها معمولا در نه سالگی روی می دهد (همان ص ۹۱ ۱۵۶ ۲۵۹ جناتی ص ۴۱).
در برابر برخی فقها (نجفی ج ۹ ص ۲۶۰) معتقدند که با وجود اختلاف نظر نسبت به سن بلوغ همة فقها در اینکه سن بلوغ در ابواب مختلف عبادات و معاملات یگانه است و در فقه چندین سن بلوغ برای دختر مقرر نشده است اتفاق نظر دارند (مهریزی ص ۳۹۶). برخی محققان ضمن قبول این نکته که بلوغ در اصل امری طبیعی و غریزی است گفته اند که چون راه اثبات امارات طبیعی بلوغ منضبط و قانونمند نیست برای احراز بلوغ کودک واهلیت وی از نگاه شرعی ناچار باید به معیار مشخص و قابل اثبات سن توجه کرد. از آن گذشته ناتوانی احتمالی دختر در نه سالگی نسبت به انجام دادن برخی عبادات یا معاملات با وجود قواعد فقهی مانند لاحرج و لاضرر و همچنین نیاز به احراز رشد * برای انجام معاملات قابل حل است (رجوع کنید به گرامی ص ۳۷ مهریزی ص ۳۸۸ ۴۱۴). همچنین گفته اند که مراد از تعبیر مذکور در حدیث یادشده آمادگی دختر در این سن برای قاعدگی است نه قاعدگی بالفعل (رجوع کنید به سبحانی ص ۷۲ـ۷۳) و بالاخره با توجه به احادیث متواتر و شهرت فتوایی و ضعیف بودن روایات معارض نمی توان فتوای بلوغ دختر در نه سالگی را نادیده گرفت (سبحانی ص ۶۶ـ۷۱ ۷۳ـ ۷۸ ۸۰ ـ۸۱).
از نشانه های اختصاصی بلوغ دختران که در فقه اسلامی پذیرفته شده نخستین عادت ماهانه (حیض ) و بارداری * (حمل ) است . به نظر مشهور فقهای امامی و نیز برخی مذاهب عامه از جمله حنبلی قاعدگی و بارداری در واقع نشان می دهند که بلوغ پیشتر تحقق یافته است (سبق بلوغ ). ظاهرا به همین سبب برخی فقها حمل را در شمار امارات بلوغ نیاورده اند (محقق حلی ج ۲ ص ۸۵ نجفی ج ۹ ص ۲۶۱ـ۲۶۳ طوسی ۱۳۸۷ ج ۲ ص ۲۸۳ امام خمینی همانجا خوئی ۱۳۹۷ همانجا زحیلی ج ۵ ص ۴۲۳ـ۴۲۴ ابن قدامه ج ۴ ص ۵۱۵ جزیری ج ۲ ص ۳۵۱).
مالکیان علاوه بر امارات یاد شده نشانه های دیگری چون بم شدن صدا را نیز برای بلوغ ذکر کرده اند (زحیلی ج ۵ ص ۴۲۴ جزیری همانجا). برخی از این نشانه ها و نیز علاماتی دیگر از جمله رسیدن قد کودک به حدی معین در احادیث شیعه به عنوان امارات بلوغ آمده ولی فقها بر پایة آن فتوا نداده اند (مهریزی ص ۱۵۰ ۱۷۸ـ۱۸۰ نجفی ج ۹ ص ۲۵۷ـ ۲۵۸).
راههای اثبات حقوقی تحقق بلوغ نیز از مباحث فقهی است . به نظر مشهور فقهای شیعه تنها در احتلام می توان به گفتة کودک بدون نیاز به بینه و سوگند اعتماد کرد و به عقیدة مالکیان ادعای کودک را دربارة تحقق بلوغ هر گاه گفتة او قابل تردید نباشد به طور کلی می توان پذیرفت (شهید ثانی ج ۲ ص ۱۴۵ انصاری ۱۴۱۳ ص ۲۱۶ جزیری همانجا).
با تحقق بلوغ کودک به پایه ای از رشد جسمی و عقلانی می رسد که می تواند به طور مستقل و کامل مشمول تکالیف مسئولیتها و حقوق بشود و مخاطب احکام و مقررات تکلیفی قرار گیرد. در واقع حصول به این درجه از رشد و توانایی مناط و سبب اصلی وجود تکالیف برای فرد بالغ است (زرقاء ص ۷۷۷ ۷۸۰ زحیلی ج ۴ ص ۱۲۳) زیرا رشد عقلانی است که پیوند مستقیم با تکلیف و مسئولیت دارد. بر این اساس همچنانکه در احادیث آمده فرد بالغ از یک سو مکلف به رعایت برنامه های اعتقادی و عملی دین و مشمول تمام مقررات شرعی مانند احکام حقوقی کیفری مالی و اقتصادی اجتماعی و سیاسی می گردد و از سوی دیگر اهلیت و شایستگی انجام معاملات قراردادها و پذیرش مسئولیتهای مختلف را می یابد و بالاخره با توجه به این رشد عقلانی و داشتن مسئولیت در روز قیامت مورد پرسش و مؤاخذه قرار می گیرد (رجوع کنید به حرعاملی ج ۱ ص ۴۲ بروجردی ج ۱ ص ۳۵۱ـ۳۵۲ زحیلی ج ۴ ص ۱۲۵ زرقاء ص ۷۷۸).
بر اساس نظر مشهور فقهای امامی و نیز برخی مذاهب عامه در بیشتر عبادات بلوغ شرط صحت نیست . بنابراین به استناد احادیث متعدد دربارة ترغیب کودکان به عباداتی مانند نماز روزه و حج عبادات کودک ممیز شرعی و موجب استحقاق ثواب برای او یا ولی او خواهد بود و برخی دیگر عبادات کودک را تمرینی می دانند نه شرعی (انصاری ۱۴۱۶ ص ۱۱۴ـ۱۱۵ خوئی ۱۳۷۱ ش ج ۳ ص ۲۴۱ـ۲۴۴ مراغی عنوان ۸۴ ج ۲ ص ۶۶۴ـ۶۷۲ نجفی ج ۶ ص ۱۲۲ بحرانی ج ۱۳ ص ۵۳ زحیلی ج ۱ ص ۵۶۵ ج ۲ ص ۶۱۲ ج ۳ ص ۲۰ ۲۳ ج ۴ ص ۱۲۲ نیز برای احادیث رجوع کنید به حرعاملی ج ۴ ص ۱۸ـ۲۲ ج ۱۰ ص ۲۳۳ـ۲۳۷).
برای اجازه یافتن فرد تازه بالغ به انجام معاملات به استناد آیة ۶ نساء و احادیث باید علاوه بر بلوغ توانایی کامل وی نسبت به انجام معاملات (رشد) احراز شود (زحیلی ج ۴ ص ۱۲۵ جزیری ج ۲ ص ۳۵۳ نجفی ج ۹ ص ۲۶۷ حرعاملی ج ۱۸ ص ۴۰۹ـ۴۱۲ ج ۱۹ ص ۳۷۰ـ۳۷۱ امام خمینی ج ۲ ص ۱۲ مسئلة ۴ خوئی ۱۳۹۷ همانجا طبرسی ذیل نساء: ۶). البته این نکته درخور اشاره است که برای انجام برخی عقود و ایقاعات بلوغ شرط نشده و در برخی عقود از جمله در بیع و اجاره بنابر مذهب حنفی و مالکی بلوغ شرط نفوذ معامله است نه شرط صحت (رجوع کنید به خوئی ۱۳۷۱ ش ج ۳ ص ۲۳۵ـ۲۴۱ ۲۶۳ـ۲۶۶ ۲۷۱ـ۲۷۵ زحیلی ج ۴ ص ۳۸۴ـ ۳۹۳ ۷۳۴ ۷۳۵).
علاوه بر عبادات و معاملات شمول بسیاری از حقوق و احکام حقوقی اجتماعی سیاسی و جزایی نیز مشروط به بلوغ است از جمله برای قاضی مدعی شهود دعوا (جز در برخی موارد) اقرار کننده دربارة جرایم مشمول حد امام جماعت و در منصب حکومت بودن بلوغ ضروری شمرده شده است (محقق حلی ج ۴ ص ۵۹ ۹۱ ۹۷ ۱۱۴ ۱۳۸ ۱۴۶ ۱۴۸ ۱۵۱ـ ۱۵۲ ۱۶۳ ۲۰۱ ۲۰۳ نجفی ج ۱۴ ص ۳۰۸ـ۳۱۰ زحیلی ج ۶ ص ۸۸ ۴۸۱ ۵۶۲ ۶۹۳ ۷۴۳ ۷۷۳ ۷۷۹ ج ۷ ص ۷۴). برای حضانت و ولایت نسبت به صغار و محجورین نیز شرط بلوغ لازم است (زحیلی ج ۷ ص ۷۲۶ ۷۴۷ ۷۵۱ شهید ثانی ج ۵ ص ۴۵۸ـ۴۶۳ نجفی ج ۱۰ ص ۴۴۲). بعلاوه بلوغ شرط اجرای انواع حدود و قصاص است ولی عدم بلوغ مانع اجرای تعزیر نیست (زحیلی ج ۶ ص ۲۳ـ۲۴ ۱۸۵ ۲۶۵ محقق حلی ج ۴ ص ۱۳۷ ۱۵۹ ۱۷۰ ۱۸۰ ۲۰۰). اما بنابر نظر مشهور فقهای امامی و اهل سنت بسیاری از احکام وضعی به اشخاص بالغ اختصاص ندارد و بنابراین برای شمول احکامی مانند مقررات باب ارث دیات ضمان اتلاف ضمان غصب خیانت شفعه و ولایت بر قصاص حصول بلوغ ضروری نیست (رجوع کنید به مراغی عنوان ۸۳ ج ۲ ص ۶۶۰ انصاری ۱۴۱۶ ص ۱۱۴). این بدان معناست که کودک از ابتدای تولد اهلیت تمتع از حقوق یا اشتغال ذمه به این تعهدات را دارد هر چند که اهلیت استیفای آن حقوق و وظیفه ایفای تعهدات تا زمان بلوغ بر عهدة ولی است . بر این اساس هرگاه به علتی حقوق کودک در زمان حجر (ممنوعیت تصرف در مال ) استیفا نشود یا مسئولیتهای وی انجام نیابد وی می تواند پس از بلوغ حق خود را کسب یا دین خویش را ادا کند (برای مستندات فقهی این نکته رجوع کنید به نجفی ج ۱۰ ص ۴۶۷ـ۴۶۸ ج ۱۳ ص ۱۶۶ـ۱۶۷ ج ۱۵ ص ۱۸۱ محقق حلی ج ۳ ص ۲۰۱ ج ۴ ص ۲۱۴ـ۲۱۵ طباطبایی یزدی ج ۲ ص ۸۶۶ مسئلة ۶ خوئی ۱۳۷۱ ش ج ۳ ص ۲۶۲ زحیلی ج ۴ ص ۳۷۸ـ۳۷۹ ج ۷ ص ۳۵۰).
منابع : علاوه بر قرآن ابن فارس معجم مقاییس اللغة چاپ عبدالسلام محمد هارون قم ۱۴۰۴ ابن قدامه المغنی بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳ ابن منظور لسان العرب چاپ علی شیری بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ مرتضی بن محمد امین انصاری کتاب الصوم قم ۱۴۱۳ همو کتاب المکاسب چاپ افست قم ۱۴۱۶ یوسف بن احمد بحرانی الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش حسین بروجردی جامع احادیث الشیعه قم ۱۳۹۹ عبدالرحمان جزیری
کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴ محمد ابراهیم جناتی «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی » کیهان اندیشه ش ۶۱ (مرداد و شهریور ۱۳۷۴) محمدبن حسن حر عاملی وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲ روح الله خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران تحریرالوسیلة قم ۱۳۶۳ ش ابوالقاسم خوئی مصباح الفقاهة قم ۱۳۷۱ ش همو منهاج الصالحین نجف ۱۳۹۷ حسین بن محمد راغب اصفهانی المفردات فی غریب القرآن چاپ محمد سیدکیلانی بیروت ] بی تا. [ وهبه مصطفی زحیلی الفقه الاسلامی و ادلته دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹ مصطفی احمد زرقاء المدخل الفقهی العام دمشق ۱۳۸۷/۱۹۶۸ محمودبن عمر زمخشری الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل بیروت ] بی تا. [ جعفر سبحانی البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام قم ۱۴۱۸ زین الدین بن علی شهید ثانی الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة چاپ محمد کلانتر بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳ محمد حسین طباطبائی المیزان فی تفسیر القرآن بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/ ۱۹۷۱ـ۱۹۷۴ محمد کاظم بن عبدالعظیم طباطبایی یزدی العروة الوثقی بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴ فضل بن حسن طبرسی مجمع البیان فی تفسیر القرآن چاپ هاشم رسول محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸ فخرالدین بن محمد طریحی مجمع البحرین چاپ احمد حسینی تهران ۱۳۶۲ ش محمدبن حسن طوسی کتاب الخلاف قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۱ همو المبسوط فی فقه الامامیة ج ۲ چاپ محمد تقی کشفی تهران ۱۳۸۷ یوسف فقیه الاحوال الشخصیة فی فقه اهل البیت (ع ) بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹ محمدبن یعقوب فیروزآبادی القاموس المحیط بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷ محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی مفاتیح الشرائع چاپ مهدی رجائی قم ۱۴۰۱ احمدبن محمد فیومی المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر بیروت ] بی تا. [ محمدعلی گرامی «پژوهش در بلوغ دختران » کیهان اندیشه ش ۶۶ (خرداد و تیر ۱۳۷۵) محمد باقربن محمدتقی مجلسی بحارالانوار بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳ جعفربن حسن محقق حلی شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام قم ۱۴۰۸ عبدالفتاح بن علی مراغی العناوین (عناوین الاصول ) قم ۱۴۱۸ احمدبن محمد مقدس اردبیلی مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان ج ۹ چاپ مجتبی عراقی علی پناه اشتهاردی و حسین یزدی قم ۱۴۱۴ مهدی مهریزی بلوغ دختران : مجموعه مقالات قم ۱۳۷۶ ش محمد حسن بن باقر نجفی جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲٫




MkIoud zupneufgbhlw, [url=http://pjepvlkcvllw.com/]pjepvlkcvllw[/url], [link=http://hruihedvuodx.com/]hruihedvuodx[/link], http://bdflhcdvzrhv.com/